خـــدایا!
جسم من دشتی است که بذر نیکی در آن میکارم
و با نام تو آن را آبیاری میکنم تــــا
گل عطرآگین حضورت در آن بروید
خـــدایا!
چون ماهیان که از عمق وسعت دریا بی خبرند
عظمت و ژرفای عشق تو را نمیشناسم
فقط میدانم ...
که معبـــود این دل خستــه هستی
و اگر دیده از من برگیری خواهم مــُـرد

* هوای ابری رو همه جوره بیشتر دوست دارم و چند روزیه اینجا ابری :)