تبليغاتX
×بـه دلــت نیـت دریــــا ها کن×

دلـــکم....!!!! آرام بگیـــر .... خــــدا با همه عظمت و مهربانیش با تــــوست

 

نیم مرده ٬ نیم زنده این منم

"این منم که حرف هام

۰کاغذی مچاله است"

این منم که درد هام

قصه ای دوباره است

این منم که روزهام

دوباره و دوباره است

 امیرحسین کاکایی

 

*  مگر به سایه نام تو رو کنم پس از این  /  که در پناه تو امن است یا علی مددی

+ تاريخ پنجشنبه 1388/03/28ساعت 10:38 نويسنده یـــه مهربون |

میدونی که من اهل بحث نیستم

ولی اهله گفتمانه دوستانه هستم

تازشم این که دعوا نداره!!

 

* تصمیم بر این شد هفته ایی یک قالب ، به همین اسونی

+ تاريخ سه شنبه 1388/03/19ساعت 13:5 نويسنده یـــه مهربون |

ای مخاطبِ آشنای دردهای نـــگفتنی!

اگر بناست بسوزیــــم طــاقتـمـان ده

و اگر بناست بسازیــــم قــدرتـمــان ده!

 

 و این منم...

 

  * حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج /  فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

 * حتی این قالب های وبلاگ هم به دلم نمینشیند

+ تاريخ یکشنبه 1388/03/17ساعت 9:13 نويسنده یـــه مهربون |

ای وای بر اسیری کز یــــاد رفته باشد.....

در دام مـــانده باشد......

صیــــاد رفتــــه باشد........

 

 بی ربط۱:  بازم از اون روزا و شبا بود که....

بی ربط ۲:  زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد. من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم!من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم.زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم،چوب نیستم،خشت و خاک نیستم،که انسانم...

 
+ تاريخ دوشنبه 1388/03/11ساعت 13:5 نويسنده یـــه مهربون |