|
دلـــکم....!!!! آرام بگیـــر .... خــــدا با همه عظمت و مهربانیش با تــــوست |
|
|
تو دلم می گفتم
چی میشه دوباره عینه قبلترا آبجیا دور هم باشیم با هم زندگی کنیم وهمون شوخیا و بچگیایی قدیم رو تکرار کنیم ، و حالا ...... من اینجوریشو نمیخواستم ، من دیگه هیچی نمیخوام ،اصلا دلمم بیجا میکنه دیگه چیزی بخواد
+
تاريخ شنبه 1387/11/26ساعت 10:0 نويسنده یـــه مهربون
فروختــــم از سر خستگی
و ضــــــرر کردم .... و بـــاز تمــدید فــرصت از او
دلتنگم از نوع زیادش بلاگفا باز نمی کرد برام الانم با فیلترشکن باز کردم این چند روز بد بود و هنوزم نگذشته همه چیز کمــی تا قسمتـــی در نوسانه نیمه عادی ای هست
فـــــکر کنم خوب باشه چون هم عادیش و غیر عادیش بعد از مدتـــــی دلمو میزنه نچ ، تقصیـــــر دله مــــن که نیست بخــــاطر مشکلات جامعه، اقتصادی ،هسته ایی و مخصوصا زمستون ،گازی و..و... اصلا بیخیال
* از این عکسه خوشم میاد ، ببین چه سربزیر و آروم داره راه خودشو میره. |
|