|
دلـــکم....!!!! آرام بگیـــر .... خــــدا با همه عظمت و مهربانیش با تــــوست |
|
|
وبلاگم یک ساله شد
خوشحالم که دارمش جایی برای نوشتنه حسه روزگار و حسرت ها و غفلت ها وداشتن ها و نداشتن هایم و .......
************************* به یه بازی دعوت شدم از طرف گل دختر عبارت ششکلمهای را در وبلاگ خود پست کنید. *تا شقایق هست زندگی باید کرد تا به خودم امدم
محاصرم کردند ودیگر کاری از من بر نمی امد شیطان و نفسم را می گویم خوب هم کاسه شده اند خدا جون تو این دنیا یا دیگه جایه منه یا جای اون رانده شده ،ابلیس لعین دیگه خودت میدونی.... بازم سر بالایی
این یکی شیبش خیلی بیشتره ،جادشم پراز خارو خاشاکه تا چشم کار میکنه همش سربلایی ،دارم کم کم شک میکنم که بعداز این سربالای سراشیبی باشه دارم یواش یواش کم میارم ..... سخت میشه وقتی بخوای تنها یه مسیر سخت و بری وقتی هیشکی نباشه که بفهمتت فهمیدن ودرک کردن پیشکش ، دستتو بگیره تشنگی،خستگی و این همه خار که تو دست و پات میره
خودت باید خودتو اروم کنی به خودت امید بدی حرفای خودتو گوش بدی و .. و .. و .... ولی شرمنده این خودمم کم اورده ، خسته شده شایدم مرده (نا امید نشدم فقط خسته شدم همین) ************************* میدونی خدا جونم اگه به مهربونیت شک میکردم و به اینکه نگام میکنی و دوستم داری....... خودم خیلی وقت پیش جادمو به اخر می رسوندم از هرطرف پشته بوم بیفتم مهم نیست چون مطمئنم میافتم تو بغله خدا و باز خدا می زارتم وسطه پشته بوم و اروم بهم میگه بیشتر مواظب باش ولی انگار اغوشه خدا خیلی بهم مزه میده چون تا چشم باز میکنم لبه پشته بومم و باز تو بغله خدا |
|