تبليغاتX
×بـه دلــت نیـت دریــــا ها کن×

دلـــکم....!!!! آرام بگیـــر .... خــــدا با همه عظمت و مهربانیش با تــــوست

 

Image and video hosting by TinyPic

 نمیدونم........ سیب ، سهراب ، عشق ؟؟!!!

سهراب هم تنـــــــها بود عینه .......

***************************

میخوام یه کم نامهربون باشم عینه خیلی از ادما.........

بده که  میخوام شبیه شماها بشم.....

شاید شبیه بعضی وقتای تو رهگذرکه داری وبلاگمو میخونی؟!....درسته نامهربون؟؟..

خیالی هست؟؟!........... نچ نیست

منم قاطی اون خیلی ادماو تو ....

حرفی هست، به کسی بر میخوره ؟؟؟....... نمیدونم ولی مطمئنا به خودم و دلم

Image and video hosting by TinyPic

شعرقشنگیه  از وبلاگه داش ابرامه

آه! در شهر شما ياری نبود                          قصه هايم را خريداری نبود!!!

وای! رسم شهرتان بيداد بود                       شهرتان از خون ما آباد بود

از درو ديوارتان خون می چکد                       خون من،فرهاد،مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شوم تان                 خسته از همدردی مسموم تان

اينهمه خنجر دل کس خون نشد                  اين همه ليلی،کسی مجنون نشد

آسمان خالی شد از فريادتان                        بيستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پيشه ام                        بويی از فرهاد دارد تيشه ام

عشق از من دورو پايم لنگ بود                     قيمتش بسيار و دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پايم خسته بود                     تيشه گر افتاد دستم بسته بود

هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه!                     فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!

هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه!                     هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!

هيچ کس اشکی برای ما نريخت                   هر که با ما بود از ما می گريخت 

+ تاريخ شنبه 1386/09/24ساعت 10:8 نويسنده یـــه مهربون |

 

چند شبه همش خواب می بینم با مامانم بحث میشه و بحثمون بالا می گیره

صبحش که پا میشم حالم گرفتس...

گفتم چه کار کنم خوابم تعبیر نشه....... 

به مامانم گفتم  این جور خواب دیدم مواظب باشید شیطون گولتون نزنه

و خوابه من تعبیر نشه....

مامانم خندید گفت ربطی به شیطون نداره تو دختر خوبی باش

(من که دختر خوبیم مامانی باید حواسشو جمع تر کنه)

و خدا رو شکر هنوز بحثی پیش نیومده معلومه مامانم به این راهتیا گوله

شیطونو نمی خوره

 ********************

مامانم بهم میگه هنوز سر به هوایی ، اما خدا میدونه من دختر سر به زیریم و سرم تو لاکه خودمه 

 ********************

Image and video hosting by TinyPic

+ تاريخ چهارشنبه 1386/09/21ساعت 11:12 نويسنده یـــه مهربون |

 

گاهی با تمام وجود احساس می کنم آنچه که مرا از دیگری و دیگری را از من دور

می سازد تفاوت داشتن یا خاص بودن اندیشه ها واحساس ها نیست

بلکه ناتوانی واژه ها میان ماست وهیچ انسانی برای انسان دیگر غیرقابل فهم

نمیشد

                  اگر احساس در کلمات می گنجید...

                          Image and video hosting by TinyPic

                               **********************   

 دیدم فرق کرده ، حس میکنم هم بزرگتر شدم هم صبور تر  

خیلی چیزا که قبل برام مهم بود و به خاطرش به هر دری میزدم تا بدستش بیارم یا انجامش بدم الان برام مهم نیست ، گاهیم خندم میگیره که چه دغدغه های بچه گانه ای داشتم......... نمیخوام کاری کنم که این ارامشه نسبی که دارم بهم بخوره و دنباله اینم که یه جورایی این ارامشو همیشگیش کنم ......چیکار ؟...هنوز نمیدونم

 

+ تاريخ سه شنبه 1386/09/20ساعت 8:26 نويسنده یـــه مهربون |

 

 

وقتی که بعضیا ،از این جو گیر شدنه من سو استفاده میکنن

حالم از خــودمـو این بــعضیـا بهم میخوره

+ تاريخ دوشنبه 1386/09/19ساعت 9:52 نويسنده یـــه مهربون |

 

روزهايي هست كه دردمندانه دنبال كسي مي گردي تا سر بر

شانه اش بگذاري و گريه كني و كسي را پيدا نمي كني.

روزهاي كبود ،روزهايي از جنس بغض و سكوت.احساس تنهايي ميکنی

مثل روزي كه آدم از بهشت رانده شد ...

                                          Image and video hosting by TinyPic

            *********************

             عجب پاییزیه، داره تموم میشه و رنگ بارونه شو ندیدیم

              اینجا سرده فقط

              سرده سرد

              همین

+ تاريخ پنجشنبه 1386/09/15ساعت 10:4 نويسنده یـــه مهربون |

یارب مباد

که به خود رها شوم

یک   آن

به یک نظر شکسته شود

شکسته باور من

Image and video hosting by TinyPic

+ تاريخ چهارشنبه 1386/09/14ساعت 13:25 نويسنده یـــه مهربون |

 

                           در دلـم بود که بی دوسـت نباشم هـر گز

                                                     چه توان کرد که سعی مـن و دل باطـل بود

 

Image and video hosting by TinyPic

+ تاريخ شنبه 1386/09/10ساعت 11:35 نويسنده یـــه مهربون |

 

چــــــــــــرا..؟

بعضی از لــذت ها گناه داره و بعضی از گناها لــذت

Image and video hosting by TinyPic

شاید اگه اینجور نبود وجدان دردمون کمتر بود

نمیدونم

+ تاريخ چهارشنبه 1386/09/07ساعت 13:48 نويسنده یـــه مهربون |

 

 شده کلید کنی رو یه چیزی

یا سوزنت گیر کنه رو یه مسئله ،و هی بخوای رد شی و نتونی

الان من اینجوری شدم

Image and video hosting by TinyPic

 

حالا نمیدونم چیکار کنم؟

به فکر اینم برم دنباله یه سوزنه جدید که اینقدر گیر نکنه

مطمئنن عمر سوزنه گذشته که اینقدر در جا می زنه

+ تاريخ سه شنبه 1386/09/06ساعت 19:31 نويسنده یـــه مهربون |

چراغکش را در چراغدان له کرد و چایش را تا ته خورد ،و دوباره چراغکی دیگر روشن کرد، چند لحظه بیشتر نگذشته بود که باز اتاق از دود بازدمش پرشد...... 

Image and video hosting by TinyPic

نمیدونم ادمایی که حتی چراغه راهشون اشتباس یا اصلا چراغه راه نیست دیگه جایی برای بحث سر اینکه راهشون درسته یا نه می مونه ؟؟

 

*****************

یه چیزی رو خوب فهمیدم  اینکه شیطون خر کیه بابا میخوای بدونی اشکال کارت از کیه؟

یه نگاه بنداز به نفست دوبار باز خواستش کن دوتا سوال بپرس ببین مثه ادم جواب میده یا در میره یا فوقش تو جیح میکنه .

قرارم اینه که ادمش کنم

بزارید گاماس گاماس............ دارم براش

*******************

مامان میگه  سرده ژاکت بپوش

میگم نه هواخوبه

مامان میگه سرما میخوریا

میگم نه من خودم میدونم سردم نمیشه

میرم بیرون و سرما میخورم ......... به همین راحتی

چرا همیشه مامانا درست میگن ، چرا همه چیزو میدونن

یعنی یه روزگار که منم مامان شدم همه چیزو میدونم؟!!!

شک دارم بیچاره نینیم

+ تاريخ دوشنبه 1386/09/05ساعت 9:56 نويسنده یـــه مهربون |

 

امروز روز میلاد بود، خیلی منتظر بودم اما نه اقا امام رضا نه حتی خدا جونم بهم عیدی ندادن

 Image and video hosting by TinyPic

حرفام تکراری و نا مفهمومه به قوله بعضیا بی سرو ته  اما  دلتنگم وبیشتر گیچ شایدم کم میارم میگم دلتنگم ... اما میدونم خستم و نگران..... صفورا ومملی هم حالو هوای خوبی ندارن

بچه بودیم وقتی دلمون میگرفت میگفتن دعا کنید اقا بیاد تمام غصه ها تموم میشه ،اقا بیاد هیچ غمی نمی مونه

اروم میگم الهی تعجیل فرجه مولای یا صاحب الزمان

ببخشید اقا میدونم خیلی بی انصافیه که حتی فرجه شما رو هم برای براورده شدن خواسته های خودمون می خوایم

شرمنده  اقا ، امیدوارم بقیه شیعه هاتون ،منتظر واقعی باشن و بهتر از من که مطمئنم هستن

می بینی خدا جونم چی بگم دیگه ، هیچی نگم بهتره نه؟

نه بنده خوبیم نه منتظر خوبی نه دختر خوبی نه حتی دوسته خوب درکل ادم خوبی نیستم ..... رک ترو سریح تر  از این.......... حالا می خوای چیکار کنی با این بندت ؟

 

(این روزا تمرینه خوبی برای صبر، ولی نمیتونم

شرمنده خدا جون ،اخرش به خاطر این درست مشروط میشم )

 

************************

فال گرفتم  این اومد

معاشران گره از زلف یار باز کنید  /  شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید

حضور خلوت انس است ودوستان جمعند / و ان یکاد بخوانیدو در فراز کنید

رباب و چنگ ببانگ بلند ،می گویند /  که گوش هوش ،به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست ،که غم پرده بر شما ندرد /  گر اعتماد ،بر الطاف کار ساز کنید

میان عاشق و معشوق ،فرق بسیار است   /  چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است  /  که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

هر انکسی که در این حلقه زنده نیست به عشق  /  بر او نمرده به فتوی من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ   /   حوالتش، بلب یار دلنواز کنید

+ تاريخ پنجشنبه 1386/09/01ساعت 16:42 نويسنده یـــه مهربون |