ميخوايد بدونيد كجاييد تو اين دنيا اينو بخونيد..........................
ميخوام براتون زندگي نامه مرحوم شيخ رجبعلي خياط رو بگم و خاطراتشو كه ببينيد اينا كجان و ما كجا!!
نخونيد از دستتون رفته ها............ گفته باشم
يكي از بركات ارزشمند هدايت الهي براي كساني كه تحت تربيت خاص او قرار دارند اگاهي از عيب هاي خويش است در حديثي از رسول خدا امده است كه هرگاه خداوند خوبي بنده اي را بخواهد او را در دين فقيه و اگاه گرداند به دنيا بي اعتنايش كند و بيناي عيب هايش سازد
جوان خياط پس از اينكه تحت تربيت خاص الهي قرار گرفت از اين دست الهامات بر خوردار شد
يكي از خاطرات ايشان...........
روزي براي انجام كاري روانه بازار شدم انديشه مكروهي از مغزم گذشت ولي بلافاصله استغفار كردم .
در ادامه راه شتر هايي كه هيزم مياوردند قطار وار از كنارم گذشتند ناگاه يكي از شترها لگدي به سوي من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم اسيب ميديدم
به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امري سرچشمه ميگيرد و با اضطراب عرض كردم خدايا اين چه بود؟
در عالم معنا به من گفتند : اين نتيجه ان فكري بود كه كردي
گفتم گناهي كه انجام ندادم؟
گفتند لگد ان شتر هم كه به تو نخورد!!
و اما نتيجه ..............
خوب من خودمو ميگم هر روز صدتا فكر ناجور به مغزم مياد كه استغفارم نميكنم وبايد خدا رو شكر كنم كه شتر تو محلمون نيست چون تنها يه لگدش كافي بودبراي پا به قبله شم حالا چه برسه به هر فكر بد و يه لگد..........
حالا گذشته از شوخي به اين ادما نگاه ميكنم ميگم عجب بيچاره ايم ميگم خيلي خيلي راهدارم و اينكه عقبم و مهمتر از همه اينكه ميخوام پيشرفت كنم و همه چيزم خدا باشه چون دوسش دارم و اونم دوستتم داره بي منت
خدايا كمك كن خيلي سخته براي ما ادمايي دنيوي كه از همه چيز دل بكنيم
من که حالا حالا ادم بشو نیستم
ما هميشه بر مبناي دلمون كار ميكنم نه بر مبناي خدا
چند تا چیز................
۱** اقامون امام رضا گفتن اگه حاجتی دارید میخواید حاجت بگیرید ۴۰ روز نمازتونو اوله وقت بخونید
من با دوستم قرار گذاشتیم از شنیه شروع کنیم اوله وقت اوله وقت البته گوشو چشم شیطون کر کور
۲** دوتا سجده شکر استاد بهم گفته بود وای چند روز همش یادم میره
۳** خدا جون کمک کن کارشناسی قبول شم زشته به خدا
ابجیم فوق لیسانسشم گرفت اون یکیم که دوتا لیسانس گرفته کورس درس خوندن دارن
اخه من چیکار کنم که تنبلم امان از درد تنبلی.............. فوق دیپلمم که کم نیست
ولی خیال کنم دیگه باید یه جنبی به خودم بدم
باید خوشحال باشم امااا.........................
دیشب ابجیم زنگ زد خونه گفت --------------->اسم نوشتن برای ۳۱ تیر
ابجیم بجای عروسی می رن مکه خونه خدا خیلی قشنگه این جوری
ولی اینکه دیگه خونه ما نیس دلم تنگ میشه براش چه زود بزرگ میشیم و قدر لحظات با هم بودنمونو
نمیدونیم..........
اجی جون انشالله به حق محمدو ال محمد خوشبخت بشی
...............

بگذار گريه كنم ...........................
براي عاطفه اي كه نيست
و دنيايي كه انجمن حمايت از حيوانات دارد
اما انسان پا برهنه و عريان مي دود
براي دنيايي كه زيست شناسان رمانتيكش , سوگوار انقراض نسل دايناسورند ...
بگذار گريه كنم براي انساني كه راه كوره هاي مريخ را شناخته است
اما هنوز , كوچه هاي دلش را نمي شناسد

الهی : دل چگونه كالايي است كه شكسته ي ان را خريداري
و فرموده اي (( پيش دل شكسته ام))
الهي : اگر بهشت شيرين است بهشت افرين شيرين تر است
الهی: اگر من بنده نيستم تو كه مولايه من هستي
الهی :اين بنده ات را از نيت گناه حفظ كن
الهی :اگر اخرم مثله اولم باشد بدا به حال اول و اخرم
الهی : هر چه پيش ايد خوش ايد مهمان سفره يه توييم
الهی :چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگيرم كه منم
الهی :در بسته نيست ما دست و پا بسته ايم
الهی :واي از من اگر دلي از من برنجد
الهی : ان كه تورا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست
الهی : گرگ و پلنگ را رام توان كرد با نفس سركش چه بايد كرد
الهی :تو پاك افريدي ما الوده كرديم
الهی :اگر گلم يا خارم از انه بوستانه يارم
الهی : اگر ستار العيوب نبودي ما از رسوايي چه ميكرديم

چند تا درد و دل بود از کتاب الهی نامه که ابجیم برام خریده
خیلی قشنگه گفتم شما هم استفاده کنید

آدم گاهي نمي داند با دل چطوري كنار بيايد ....
دل هم گاهي نمي داند با ادم چطور كنار بيايد.......
بيچاره دل ،
بي نوا دل ،
طفلكي دل ،
مي تپد ،مي تپد ،مي تپد.
نمي شود رها باشد هنوز بچه است. هنوز كوچك است. ساده است.
رها باشد زود گول مي خورد . خود را مي بازد. بايد توي قفس بماند. حيف است دست هر ناکسی به او برسد. بايد قايمش كرد. مثل مرواريد توي صدف .
دل گران است...
به سادگي به دست نيامده كه به سادگي از دست برود .
دل از قطره ي عشق آن بالايي پيدا شده،
مگر مي شود به راحتي خرجش كرد.
نه ،حيف است. طفلكي بايد مراقبش بود ، نرم است ،نازك است ،دوست داشتني است ،خواستني است ،اما بهاي خواستنش بايد پرداخت شود .به هر جنسي نبايد سپردش .
به هر بادي نبايد لرزاندش . سنگين بايد باشد . به هر تكاني نبايد لغزاندش. محكم كه باشد ،خواستني تر است
من اگر اشک بدادم نرسد می شکنم اگر از تو یادی نکنم می شکنم
من تنهاییامو... گریه هامو... دوست دارم حتی بعضی ازغم و غصه هامو چون منو به خدا نزدیک تر میکنه
بعضی وقتا خسته میشم از اینکه چرا اونی نیستم که اون میخواد و اینکه چقدر دنیویم
ودنیا برام جلوه داره واینکه چقدر عقبم چقدر جاموندم
دلم برات تنگه خداجون
می خواهم همه این فاصله ها که بینمونه رو بردارم کمکم کن

یا علی
دلم گرفته خیلی..............

با این پستی که استاد برام گذاشت بیشتر دلم گرفته شد
اخه من که کاری نکردم اینجوری برام نوشتید
اینم از اوضاع احواله من
بده میخوام تنوع باشه تو زندگیم بده میخوام یه منبع شارژ داشته باشم
من که کاری نکردم
همینجوریش همش کم میارم برای ثاتیه ثاتیه زندگیم ......... شما هم که زدید تو پرم
(از مدتی که فکر می کردم می خواهی به حرفام توجه داری ....) من گوش میدادم به حرفاتون مطمئن باشید
می خواید بدونید چه تغییراتی دادم تو خودم
اول اینکه هیش وقت ناامید نشم چون واقعا مطمئن شدم برای خدا عزیزم پس میبخشتم
البته من قبلا گناهی رو انجام میدادم توبمو عقب مینداختم چون میگفتم خدا نمی بخشه و روم نمیشه واین بد بود و حالا زود توبه میکنم و سعی میکنم اون گناه رو انجام ندم
واینکه مواظب کارام باشم و اعمالم با مامان بابام چون این زیاد برام جا نیافتاده بود
والبته به همراه اون سه نکته که تو پست اولتونم گفتید بهم
و تنها چیزیکه هنوز برام جا نیافتاده رابطه دخترو پسرا البته به نظر خودم من خلاف عقایدو اسلام عمل نمیکنم البته تا نظر شما ها ابجیام خیلی فرق میکنه
استاد ناراحتید از دستم اره
با سلام
اولش ممنونم از بابت پستی که برام نوشتی
دومش ممنونم که اون وبلاگت را بهم نشون دادی
سومش تو همه چیز را خودت خوب متوجه میشی و امیدوارم که دانسته هایت بتونه موجب رشد و سر بلندی ات باشن با یاد داشته باش حضرت علی (ع) می فرماید :
ای بسا عالمی که از جهالت هلاک می شود و علمش با و وی هست ولی به دردش نمی خورد.
تو نباید از این انسانها باشی
از مدتی که فکر می کردم می خواهی به حرفام توجه داری و با من صرف کردی ممنونم و امیدوارم به خوشی و خرمی و در رضای خدا زندگی را سپری کنی
والسلام
دیر شده نه ببخشید.........................
اخه ما یه جایی زندگی میکنیم که همچین بگی نگی سه روز همیشه عقبیم
اینم تقدیم به شما

خوب استاد جون بابته همه چیز تشکر میکنم
به خاطر همه دلگرمیاتون و همه اون وقتایی رو که برام گذاشتید و باصبرو حوصله به حرفام گوش دادید
راستش اگه شما سفتم نمیگرفتید شاید این وبلاگو هم نمیزدم

مرسی وامیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید
به نام حضرت دوست
خیلی خوشحالم که تصمیم گرفته ای عوض بشی باید بدونی :
خدا خیلی مهربونه و می خواد ما را ببخشه
ولی باید مواطب باشی حرمت بندگانش نگه داری و دل کسی را نشکنی و آبروی کسی را خدشه دار نکنی چون خداوند بر بندگانش غیور است هرکسی در راحتی بندگانش تلاش کنه خدا هم راحتی او فراهم خواهد کرد .

از کجا شروع کنم............................
خوب روم نمیشه........وقتی یه نگاه به خودم میکنم به قولایی که داده بودم و عمل نکردم به گناهایی که مرتکب شدم به کارای زشتم و............روم نمیشه
این حسو دوست ندارم اینکه ازت دور شدم اینکه خدایی نکرده خدایی نکرده منو به خودم وابزاری خدا جون دلم برات تنگ شده خیلی میخوام پیشت باشم میخوام تو اغوشت باشم یادمه بعضی وقتا این حسو داشتم اما حالا...............................
هیچی دیگه برام نمونده که بگم به خاطر این یا فلان ببخشم تنها چیزی که تو وجودم جمع شده پشیمونی خیلی زیاد به خاطر همه سهل انگاریام به خاطر همه بدیام وبه خاطر همه گناهام
خدا جون یه چیزی میخوام ازت که برایه من خیلی بزرگه انگار دوباره متولد میشم وبرای تو یه چیزی کوچولو روم نمیشه بگم
اما..............

وقتی به مهربونی تو نگاه میکنم به اینکه چقدر بزرگی به اینکه خالقمی انرژی میگیرم که ازت بخوام با تمام کوچکیم با تمام سیاهیم با تمام ناچیزیم که...............
پشیمونم ببخشم بهم فرصت بده کمکم کن خواهش میکنم...............................( خیلی پروام نه)
من امید دارم چون میدونم خیلی بزرگی وخیلی مهربون
تصمیمو گرفتم..............
دوباره بحثم شد با مامانم ولی قول داده بودم خیلی اعصابم خورده که نتونستم کنترل کنم خودمو
ولی اینبار دیگه فرق میکنه ............ قوله مردونه
چندتا درستورالعمل:
۱- ببین هیشکی با تو دعوا نداره اینو تو مخت فرو کن
۲- مامان بابات خوبی وخوشبختی تو رو میخوان
۳- سعی کن شاکر خدا و مامان بابات باشی این مهمه( اخه ادمه خر اگه نتونی شکر بنده رو بجا بیاری چه جوری میخوای شکر خدارو به جا بیاری)
۴- هر چی مامان بابات گفتن اگه حتی درستم نبود چشم میگی( بفهم کوچیک نمیشی با چشم گفتن)
۵-بفهم هیشکی به تو بده کار نیست بر عکس تو به همه بده کاری (چرا خیال میکنی باید تو رو درک کنن چرا تو سعی نمیکنی درکشون کنی )
۶-سعی کن همه کارات برای خدا باشه همین
۷- این مهمه بفهم پدر مادرت از دستت راضی نباشن خاکت برسر
۸- از ته ته ته دلم برات ارزوی سربلندی میکنم و میگم میتونی
خوب امروزم اعصابانی شدم
.................
از دسته مامانم چیکار کنم خوب از کوره در میرم قول داده بودم به خودم اما چند روز که میگزره یادم میره یا شایدم منم احتیاج دارم یکی درکم کنه به استاد گفتم میدونید چی بهم گفت ( حرفاي استاد قرمزه )
17:34] خوب
[17:34] هر وقت عصباني شدي
[17:34] بعدا روش فکر کن
[17:35]
که چه دليلي باعث شد عصبي بشي
[17:35] خوب بيشتر اينكه دركم نميكنن
[17:35] ببين نسي
[17:35] اصلا اينو از ذهنت بايد پاک کني
[17:36] مسئله اينکه درکم نمي کنن
[17:36] اين براي انسان توقع ايجاد مي کنه
[17:36] من ديروز هم بهت کفتم
[17:36] خوب وقتي دركم نميكنن چه فكريكنم
[17:37] تو ببين چه خدمتي مي توني باي ديگران انجام دهي
[17:37] بعد خدا تو را رعايت مي کند
[17:37] نه بابا مامانمو ميگم
[17:37] تو خدا را داشته باش
[17:37] ببين نسي
[17:38] تو در باره با با و مامانت
[17:38] بايد بدوني اونا دوستدار تو هستن
[17:38] اونا نگران تو هستن
[17:39] من که خيلي با تو دور هستم
[17:39] نکرانت هستم
[17:39] اونا بيشتر از من نگران توهستن
[17:39] اونا هم فکر مي کنن تو اونا را درک نمي کني
[17:40] نگران براي چي
[17:40] اوثولا هميشه از من توقع دارن بيشتر ازبقيه وكارايي كه براشون انجام ميدن از نظرشون چيزينيست
[17:41] درسته
[17:42] ولي اونا هم خدمتي که برات انجام ميد ن
[17:42] توقعي ندارن
اول بگید انشالله
..............
*** خوب اول اینکه برای کاردانی به کارشناسی ثبت نام کنم
*** واینکه میخوام ولخرجیامو کم کنم و گیتار بخرم و برم کلاس گیتار البته فقط برای دله خودم بزنم
*** و اینکه کلاس زبان ثبت نام کردم و شرکت کنم
*** و دنباله یه کار خوب باشم
خوب از کجا بگم...................
اول ----> اینکه باید نمازمو به وقت بخونم فیلم داره وخستمو حسش نیستو از این چیزام نداریم
یه مثال ( اگه زنگولیدید خونه دوستتون ودوستتون گفت حالا داره فیلم میبینه و یه چیزی تو همین مایه ها و یه ربعی صبر کنید خوب معلومه دوستتون براتو ن ارزشی قائل نیست اوکی واذان هم زنگه خداست خوبه زود به جوابید
)
دوما ----> یه کار خیلی باحال اینکه وقتی برای نماز صبح پامیشم همون جا تو لاهاف تشک یه سجده شکر به جا بیارم شکر به خاطر اینکه خدا یه روز دیگه بهم فرصت داده که بتونم از همه چیزای قشنگی که افریده استفاده کنم وبه خدا نزدیک تر شم و یه سجده شکر دیگه اونم بعد از نماز اعشا واونم شکربه خاطر اینکه اون روزو بازم بهم فرصت داد تا از تمام زیبایی این دنیا استفاده کنم
سوما ----> اینکه احترام بابا مامانمو نگه دارم و جوابشونو هم ندم و اگه با نظر من مخالفن یا یه چیزی تو این مایه ها که اصولا همیشه هستن چیزی نگم
و یه چیزای دیگه.................... که بماند فعلا

خوب از کجا بگم ......
کسی که باعث شد من این وبلاگو بزنم همین فرشته بوده واینکه خیلی تغییرکنم یعنی دختر خوبی شم دختر خوبی هستما بهتر بشم
( جوابه مامان بابا رو ندم بچه حرف گوش کنی شم نمازمو بهوقت بخونم و یه چیزایی دیگه که بماند )
خوب درباره این فرشته بگم خوب بال نداره دوتا پا داره واینکه شبیه ماهاس یا شایدم ما اونو شبیه خودمون میبینیم
ولی در هر صورت وقت میزاره نه تنها برای من برای خیلیها که مشکلات جورواجور دارن ویا اینکه یادشون رفته که خدا داره نگاشون میکنه واز اینکه گناهی رو انجام میدن ناراحت میشه
..........................................خوب این فرشته یاداوری میکنه................................................
و اما تنها فرقش با اون دوستاش اون بالا تو عرش شاید این چیزاس که:
وقتی حرفشو گوش نکنیم ناراحت میشه دعوامون میکنه(ولی منو تاحالا دعوا نکرده) واینکه اگه تکلیفامونو که گفته انجام ندید قهر میکنه
واینکه بعضی وقتام که خیلی انرژیک باشه حسابی دستمون میندازه
واینکه تو دانشگاهم تدریس میکنه دیگه......................بماند بقیش
فعلا همین قدر بدونید بسه
به دنبال صیقل جسم .
آرامش روح.
حس سعادت از این که افریده شده ام.به دنبال هزاران چیز دیگر
همراه من کجایی؟
ای آن که عشق را باید ودیعه ات کنم کجایی؟
هستی و من نمیبینم؟آه ای کاش چشمان قلبم را نمیبستم.ای کاش زبانم
جرات بیان داشت.ای کاش از ایمان داشتن نمیترسیدم.
می ترسم .می ترسم از این که در گیر رویای خام جوانی گردم .میترسم
در گرداب همیشگی فرو روم.
به من گفتند لذت ها را بشناس و هدف ها را .مگذار لذات هدف ها را به
زوال بکشند.
به من این جمله را گفت و همیشه در ذهن من دوست باقی ماند.
دلم خدا میخواهد .دلم میخواه پر از خدا شوم .خسته .بیزار از این همه
احساس های نیم خورده.
ای کاش جرات عاشق شدن بود.
ای کاش در را به روی هر چه هراس است میبستم
قلب اگر عاشق نباشد میگندد.این را وقتی فهمیدم که ماهی عیدم از وقتی
جفتش مرد فقط چند روز دوام اورد.این را از حرف های یخ زده ی ان
مرد نجار فهمیدم.
عشق نور است و نور هدایت است.
وقتی می خواهم روشن فکر شوم میگویم ملالی نیست اگر قلبمان عاشق
نشد عقلمان که میتواند به ان احترام بگذارد.اما سر و صدای قلبم بلند
میشود.
عشق آفرینش است.اگر به انتظار افرینش باشی هیچ گاه متولد نخواهی
شد.
همه ی این ها را میدانم.هی این را هم میدانم که شهری نیست در ان
ایمان خیرات کنند.اولین قدم کجاست؟؟؟؟؟
چرا اشتباه فکرکردم..............
خوب خیال میکردم اون بار خیلی کار شاقی کردم که هیچی جوابه بابامو ندادم ولی با خودم که باید روراس باشم شاید جوابی ندادم اما هرچی گفت یه چیزی گفتم که من فلان و من بهمان .......
مامان میگفت بابات از دستت ناراحت بوده اعصابم خورد میشه از خیلی چیزا
چقدر سعی میکنم خوب باشم برای خدا و چقدر سعی میکنم بنده خوبی باشم ولی هر بار یه چیزی پیش میاد که کلی حالمو میگیره
با مامانم اشتیم با باباو دعوام میشه با هر دوتایشون اشتیم یه گناه بزرگ دیگه انجام میدم
راستش خسته شدم خیلی یه منبع شارژ قوی میخوام خیلی خیلی قوی کم اوردم حسابی
حالم خوب نیست دوست ندارم شنبه رو اینقدر بی حال شروع کنم به نظرم ادم باید اوله هفتشو خوب شروع کنه نمیدونم کم حسم یا بی حسم ولی راستشو میدونید چیه
یه وبلاگ هست همیشه سر میزنم بهش میبینم داره خوب پیشرفت میکنه وقتی خودمو با اون مقایسه میکنم دپرس میشم
خیلی نیازدارم به انرژی مثبت یه کم تعریف یا نمیدونم هر چیزی
میخوام یه کم نظم بدم به همه چیز
حتی این وبلاگ اخه هر وقت عشقم می کشه یا نمیدونم دلم گرفتس میخوام با یکی حرف بزنم و هیشکی رو گیر نمیارم میام سراغ وبلاگ اول قرار بود این وبلاگدر جهت پیشرفتم باشه واینکه تنبلی رو کنار بزارو وخیلی چیزای دیگه ولی الان بیشتر شده در حد حرف زدن
ولی خوبه خیلی رو ادم تاثیر میزاره همه جوره
میدونید چیه یه ذکری ابجیام گفتن بخونم گفتن اقای بحجت گفته خوبه بخونیم سعی میکنم که بخونم البته همیشه یادم میره
روزی سه مرتبه هربار سه بار اینه:
اللهم الجعلنی فی درک الحسینه اللتی تجعلو فیها من ترید
نظرم اینه که ادم باید تو همه چیز پیشرفت داشته باشه هم دینی عقیدتی اقتصادی احترامی 
من هر روزمو که شروع میکنم برای همه چیز به نظرم شروع تازس و همیشه بهونه دارم برای بهتر شدن و خوبتر شدن
همین
دیروز یکی تو اد لیستم بود یه جونی خیال کنم ۲۰ سالش بود خیلی خوشحال بود خیلی شارژ بود یا به قولی با دمش داشت گردو می شکست بعد ازش پرسیدم گفت عشقشو پیدا کرده گفتم تو ضیح بده گفت یکی هست که عاشقشه دوسش داره گفتم چی شده چرا ؟ولی جوابی نداد شاید چون به خاطر هیچ دلیلی................
اول همچین غبطه خوردم بهش گفتم خدا بده شانس ولی بعد مطمئن شدم که بیچاره اوله مشکلاتشه از کجا میدونه که اون همونه یا میمونه تو این دوره و زمونه کم پیدا میشه ادمه روراست که با ادم بمونه
پسرا زود جا خالی میکنن و همه اون مهربونیا دلسوزوندنا وهمه چیزو با نامردی تمام بی پاسخ میزارن یواش یواش دارم دلسرد میشم یا نه مطمئن که عشقو عاشقی دروغه یا اینکه اهلش نیستن این دورهو زمونه..................
واییییییییییییییییییییییی بااستاد صحبت کردم امروز یه چیزایی گفت که دود از کلم بلند شد
اخه خیلی سخت شد اینجوری شاید نه من وقتی یه کاری رو که میخوام برای دلمه انجام بدم بگذرم ازش فقط به خاطر خدا خیلی حال میکنم
ولی این چیزایی که استاد گفت خیله سخته خیلی به نظرم برای من هنوز زوده ..................ولی اگه بخوام شاگرد ممتاز ممتازکه بیخیال حداقل اخریا نباشم باید بجونبم
یه کم بیشتر باید فکر کنم
عجب روزی بود......... خوب من انتظاری ندارم زیاد به مامانم گفتم که مامان جون تو این بحران و اوضاع احواله بد جامعه فقط یه چیزی میخوام که درکم کنی همین چیزه زیادیه اما دریغغغغغغغغغغ بدتر از مامانم بابام واقعا میگما خوش به حاله اونایی که باباشون درکشون میکنه من بابام حرفاش رو زوره همین فکر کن تو این دوره زمونه بیچاره ماها
ولی نظر من اینه که ادم هنر نمیکنه که شرایطش خوب باشه و با همه چیز کنار بیاد زیاد میگم به خودم که دختر ببین اوضاع احوالت بده اوکی مشکلی نیست نمیخوا دنیا رو عوض کنی که شرایط بر وفق مرادت باشه فقط باید خودتو عوض کنی همین بر این اصلم که اگه دید شرایط قابل تغییر نیست خودتونو عوض کنیداینجور بهتره خیلی برای خودتون میگم.............ولی بعضی وقتام ادم کم میاره
و اما فکر کنید باباهه جون بوده هرکاری خواسته کرده حالا که دورش تموم شده برای ما سخت میگیره در صورتی که ما همه چیزمون سرجاش شاید تنها خلافامون چت و همین چیزا باشه
و اما بابام اومد خونه گفت این ترانه ها چیه گوش میدی مگه ابجیات این چیزا رو گوش میدادن اخه به من چه اونا حوزه رفتن به من چه اونا این چیزا رو گوش نمیدن هر کی اختیاره خودشو دراه اما از نظر بابای من اگه ۱۰۰ سالمم باشه تو خونه بابام باشم هر چی بابام میگه باید فکر کنم حالا اینش جالبه که خودش نمازش تقو لقه من فکراشو قبول ندارم چیزه جالبی نیست درباره بابام بد بگم
و اما گفتم اینا مجازه گفت هر چی حق نداری گوش بدی و شکست همه چیزو فکر کن جولوی مامانم مادر بزرگم و داداشه کوچیکم چیزی برام نذاشت داشتم فکر میکردم که اگه پسربودم یه لحظم نمیموندم داشتم فکر میکردم که یه کم فکرم و درکم پایین بود عقده ای میشدم البته نمیدونم حالا شدم یا نه اما یه کم جور درنمیاد تو این دوره زمونه بهت بگن اینو گوش کن اینو گوش نکن حالا با چی با زور با کتک فکر کن میدونید تو اون لحظه به چی فکر کردم به این که چقدر درکه بابام پایینه تو این دورو زمونه که همه دونباله دوست پسرو از این دری بریان مار و به جرم ترانه مجاز مجازات میکنن بهش خندیدم گفتم من چند تا سیدی دیگم دارم تو کیفمه خدا ببخشتم اما پوزخندم زدم به بابام
بله این کوچیکشه
اما وقتی این چیزا برام پیش میاد یه کم دلم میگیره و یه کمم از خدا تحمل میکنم سعی میکنم دوباره که با بام برخورد داشتم اصلا رو به خودم نیارم که دعوامون شده و احترامشو نگه دارم اما خدایی سخته که هیچی ازش به دل نگیرم ولی میکنم فقط به خاطر خدا همین
امروز میخوام چادر نمازمو بشورم به نظرم بهونه خوبی برای عوض شدن یا بهتر شدن خیلی خوشم نه با یه چادر نماز شستن بهونه دس میگیرم برای خدا که ببخشتم و از نو شروع کنم چه کنیم دیگه ما اینیممممممممممممم بیچاره خدا با همچین بندش اما خدام که بیچاره نمیشه همیشه با چارس دورش بگردم شاید تنها کسی که درکم میکنه اون باشه